حدیث روز

خلاصه معمولی کتاب مردان مریخی زنان ونوسی - پیوندتان مبارک - وبلاگ ترویج فرهنگ ازدواج

پیوندتان مبارک - وبلاگ ترویج فرهنگ ازدواج

وبلاگی برای ترویج فرهنگ ازدواج و صیانت از بنیاد خانواده - تحت مدیریت وبلاگ عصر نو - مدیریت عصر نو : آقای علی والاسرشت

+ خلاصه معمولی کتاب مردان مریخی زنان ونوسی

وقتی زنی شرح وقایع روزانه را می دهد مرد اغلب حرف او را قطع می کند و به خیال خود می فهمد که منظور او چیست فکر می کند او دنبال راه حل مسائل روزانه است غافل از آنکه رهنمودهای او کسل کننده و مساله ساز می شود.

 

متن کامل خلاصه کتاب را در ادامه مطلب بخوانید.

 

 

 

 


خلاصه ی کتاب مردان مریخی زنان ونوسی

نویسنده : دکتر جان گری

مترجم حسن رفیعی

انتشارات پیک فرهنگ


--------------------------------------------------------------------------------

صحیح نیست انتظار داشته باشیم که اگر همسرمان ما رادوست دارد با روش ما اظهار محبت و علاقه کند.

 


مرد موقعی احساساتش برانگیخته می شود که حس کند به او احتیاج است.

 


ظرافت و روحیات زنانه ارج و نوازش می طلبد.

 


پذیرش تفاوت ها و احترام به آن عشق را زنده نگهداشته و به شکوفایی آن یاری می رساند.

 


مردان ارزش خود را با نتایج حاصل از کار آیی ها و قدرت بدست آمده می سنجندو بیان رنجش های زن به آنها این حس را می دهد که ناکارآمد و ناموفق هستند پس به دالان تنهایی پناه می برند.

 


دخالت های درخواست نشده زنان غرور مردان را جریحه دار نموده و به اعتماد به نفس آن ها آسیب می رساند.

 


احساس خوب و آرامش هر زن وابسته به روابط خوب او با دیگران است.

 


وقتی زنی خودسرانه به یاری مرد می رود باور نمی کند که چگونه سعی در بر هم زدن آرامش زندگیشان دارد.

 


وقتی زنی شرح وقایع روزانه را می دهد مرد اغلب حرف او را قطع می کند و به خیال خود می فهمد که منظور او چیست فکر می کند او دنبال راه حل مسائل روزانه است غافل از آنکه رهنمودهای او کسل کننده و مساله ساز می شود.

 


وقتی آرامش بین زن و مرد به هم می خورد باید دانست که یکی از آن دو موقع شناسی را فراموش کرده است.

 


وقتی که مرد احساس کند زن به او به چشم مساله نگاه نمی کند بلکه او را راه حل مساله خود می داند با خوشنودی و صفا از او حمایت می کند.

 


برای مقابله با فشارهای روحی مردها به خلوت خود پناه می برند و زن ها سنگینی فشار روحی را با صحبت کردن درباره علت آن و مذاکرات دوستانه سبک کرده و آرام می شوند.

 


زن فشارهای روحی را با صحبت کردن وطرح مسائل خود با دیگران تحمل پذیر ساخته و به آرامش می رسد اصراری ندارد که راه حلی فوری برای مساله خود پیدا کند.

 


زن ها برای فراموش کردن موضوعات دردناک خود شریک غصه دیگران می شوند.

 


مرد با پیدا کردن را ه حل مناسب برای مساله اش آسوده خاطر می شود در حالی که زن با صحبت کردن در مورد مساله اش به آرامش می رسد.(اینو با توفهمیدم که اگه صحبت کنم آروم میشم قبلا حرف نمی زدم)

 


روشی که هر زنی می تواند هم مرد را به شنیدن صحبت های خود راغب کند و هم خودش فرصت حرف زدن داشته باشد این است که در شروع مطلب نتیجه صحبت را بگوید سپس به توضیح مطالب پرداخته و داستان را با هیجان تعریف کند.

 


اگر زنی بخواهد به روابط با مرد کمک کند قبل از شروع به صحبت باید برای مرد روشن کند که منظور او در خواست کمک و یاری نیست و نیازی ندارد که مساله اش حل شود بدین صورت مرد در کمال آرامش شنونده خواهد بود.

 


مرد زمانی انگیزه برای انجام کاری پیدا کرده و با قدرت اقدام کرده که وجودش مورد نیاز بوده و زن زمانی انگیزه برای کارو زندگی پیدا کرده و نیرو گرفته که احساس دلبستگی و رابطه نمود.

 


هر وقت مردی بداند که در زندگی زن نقشی داشته و به او اطمینان می شود با قدرت و سلامت بیشتری وظایف خود را انجام داده و آرامش بیشتری خواهد داشت .

 


زنان موقعی که رابطه ای با همدلی و دلبستگی در زندگی داشته باشند احساس قدرت نموده نگرانی و ناآرامی نخواهند داشت صمیمی و فعال شده و خانه را به محلی با صفا و رفاه تبدیل می کنند

در مشاجرات باید طوری برنده شد که بازنده ای هم نداشته باشد در غیر این صورت آرمشی در کار نیست.

رابطه موفق طوری باید باشد که هر دو طرف احساس برد داشته باشند.

 


درآغاز آشنایی زن با نگاه و حرکات ظریف زنانه خود به مرد پیام می دهد که تو کسی هستی که می توانی مرا خوشبخت کنی با این روش غریزی و وسوسه انگیز اولین قدم ها را برای ادامه رابطه فیمابین بر می دارد نگاه  و حرکات زن مرد را تشویق می کند که قدمی جلوتر گذاشته و با اعتماد به نفس بیشتری بدون ترس قدم های بعدی را بردارد.

 


زمانی که به مرد فرصت داده می شود تا توانمندی و لیاقت خود را نشان دهد او تمام استعداد خود را به کار می برد فقط وقتی که احساس کند نمی تواند موفق باشد به خود خواهی های گذشته ی خود باز میگردد.

 


مورد نیاز نبودن یعنی مرگ تدریجی برای مرد.

 


قدردانی و تکیه کردن برای مرد لذت بخش است.

 


اغلب مردان نمی دانند که برای زن دانستن و اطمینان از این که کسی به او علاقه مند است و او را حمایت می کند چقدر مهم و حیاتی است.

 


زنان از این که مطمئن باشند کسی هست که نیازشان را برآورده می کند آرامش خاطر بدست می آورند.

 


همدلی اظهار محبت و توجه به زن به او آرامش می دهد و موجب قدردانی و سپاسگزاری او خواهد شد.

 


وقتی زنی مورد محبت قرار گیرد و احساس ارزش کند اضطرابش برطرف شده و آرام می گیرد.

 


زن باید بپذیرد که در هر حال مرد تمام سعی خودش را برای بهتر کردن وضع انجام می دهد.

 


زن به جای سرزنش کردن مرد و متهم ساختن او به بی توجهی به مسوولیت هایش، می تواند عیوب او را نادیده بگیرد و از زحمات او تشکر کند.

 


زن ها با اعتقاد غلط در ضمیر خود که دوست داشتنی نیستند آسیب پذیر و شکننده می شوند. اگر با زن در کودکی بدرفتاری شده باشد یا ناظر بدرفتاری با دیگران باشد، خود را شایسته ولایق عشق و محبت نمی داند، برای چنین زن هایی ارزیابی ارزش هایشان مشکل است. احساس کم ارزش بودن در ضمیر آنها ترس و احساس نیاز به دیگران را در آنها به وجود می آورد. آنها نگران هستند که به اندازه کافی مورد حمایت قرار نگیرند زن ها به خاطر ترس از حمایت نشدن رفتاری می کنند که از حمایت هایی که به آن نیازدارند نیز محروم می شوند!

 


وقتی مردی فکر می کند که زنش به حمایت او اطمینان ندارد افسرده در خود فرو می رود.

 


بدون تشخیص این که مردها نیاز به اعتماد زن دارند برای زن ها مشکل است که بین نیاز داشتن و محتاج بودن تفاوتی قائل شوند.

 


مطرح شدن احتیاج زن به مرد یعنی طرف اعتماد قرار دادن و حمایت خواستن از مرد به این طریق زن می خواهد بگوید که می داند مرد همه ی تلاش خود را برای تحقق خواسته  های او به کار می برد این رفتار به مرد نیرو می دهد واحساس قدرت می کند.

 


تقاضای مایوسانه رفع نیاز بدین معنی است که زن به حمایت مرد خود امیدوار نیست این طرز رفتار مردها را فراری می دهد واحساس می کنند که از آنها قدردانی نمی شود.

 


برای زن وابستگی به دیگران در حالی که نادیده گرفته شوند و مورد توجه قرار نگیرند مایوس کننده است نیاز به دیگران زن را آسیب پذیر می کند مخصوصا اگر خیال کند که مورد حمایت نیست به غلط احساس بی ارزشی و یاس می کند.

 


وقتی دختری احساس آمادگی برای پذیرش عشق و محبت می کند دریچه قلبش را گشوده و مردی را که تشخیص می دهد مناسب عشق اوست ومنتظر ورود است به خانه دلش راه می دهد.

 


غالبا وقتی رفتار زن با مرد تغییر مثبتی کند مرد نیز به  همان جهت تغییر می نماید این یکی از امور شگفت انگیز  زندگی است وقتی واقعا آمادگی پذیرفتن داشته باشیم به آنچه احتیاج داریم می رسیم .

 


بزرگترین وحشت مرد این است که به اندازه کافی لایق و شایسته نباشد.

 


زن نگران درخواست کردن است  و مرد نگران قابلیت خود برای اجابت درخواست.

 


با کمال تعجب مشاهده می شود مرد هر قدر به کسی بیشتر اهمیت می دهد و مورد توجه اوست ترسش از شکست برای یاری رساندن به او بیشتر می شود.

 


مردها وقتی زن ها به آنها علاقه نشان نداده و به خود بیشتر می رسند متاثر وغمگین می شوند.

 


مرد می خواهد در نظر زن مورد علاقه اش قهرمانی قدرتمند باشد.

 


نا خوشنودی زن باعث می شود که مرد فکر کند به اندازه کافی مرد خوبی نیست. (خیلی وقتها)

 


بسیاری از زنان نمی دانند که مردها تا جه حد آسیب پذیرند و به عشق نیاز دارند. عشق به مرد کمک می کند که اعتماد به نفس خود را بدست آورد.

 


زنان ومردان وقتی به مشکل بر می خورند باید بدانند که سخنان یکدیگر را درست تعبیر و تفسیر نکرده اند اگر کمی دقت کنند مطمئنا همدیگر را می فهمند به شرطی که به هم اعتماد داشته باشند.

 


زن ها برای بیان احساسات به خود حق می دهند که از انواع صفات عالی استعاره و مبالغه استفاده کنند زنان برای انتقال احساسات خود محدودیتی جهت استفاده از لغات نمی بینند اما مردان به اشتباه کلمات را واقعی پنداشته و در نتیجه منظور زن را درک نمی کنند و واکنش های نامناسب از خود نشان می دهند .مثل: "اصلا متوجه نمیشی" ،"هیچ وقت این کارو نکردی "، "همیشه همین طور بوده" و  ....

 


زنان طوری درباره احساسات و مسائل خود صحبت می کنند که درک آن برای مردان دشوار است به همین دلیل اغلب مورد حمایت و تایید قرار نمی گیرند مردان به حالتی در مورد مسائل خود سکوت می کنند و حرف نمی زنند که درک و تعبیر صحیح آن برای زن ها دشوار بوده و اغلب حمل بر بی اعتنایی و بی محبتی می شود.

 


زن ها باید به این موضوع توجه کنند و بدانند در مواقعی که مرد سکوت کرده و حرفی درباره مطلبی نمی زند به این معنی است که هنوز پاسخ آن را پیدا نکرده ولی درباره اش مشغول فکر است و منظورش اصلا بی اهمیتی و کمی علاقه به زن نیست ولی سکوت مرد به سادگی برای زن ایجاد نا امنی کرده و زن در تخیلات خود  عواقب بدی را پیش بینی می کند.(تازگی فهمیدم)
زنان باید یاد بگیرند که هر وقت مردی کم حرف و ساکت شده و به لاک خود فرو می رود زیر فشار روحی است و مساله ای دارد بادر خود فرو رفتن دنبال راه حل است زن باید بیاموزد که هرگز در این حالت به درون لاک ذهنی مرد سرک نکشد و سکوت او را بر هم نزند.

 

زن با روشی که خودش آرام می شود در صدد آرامش مرد برآمده و این اشتباه بزرگی است. زن و مرد باید بدانند با روش های متفاوتی از یکدیگر دلجویی کرده و از هم حمایت و پشتیبانی کنند.

 


چرا مرد ها در خود فرو می روند:


1. احتیاج به محیط آرام برای فکر

2. ناراحت و عصبی هستند و برای جلوگیری از حرکتی نا به جا

3. مردان عاشق، خود را می بازند و فراموش می کنند که برای جبران آن به درون خود پناه ببرند ولی اندکی که از عشق گذشت وقتی این عمل را انجام دهند، این  برای زن جدید است...

 


چرا زن ها حرف می زنند:

1. حرف می زنند تا مردهارا به حرف بیاورند!

2. زن ها با صدای بلند فکر می کنند!

3. برای رهایی از فشار روحی برعکس مردانى!

4. برای صمیمیت بیشتر.

 


هرگز به درون غار مرد نزدیک نشوید آتش اژدها هلاکتان خواهد کرد.....

 


وقتی از یک مرد سوال می کنند که چه اتفاقی افتاده و او می گوید چیزی نیست یا خوبم یعنی او در شرایط مناسبی نیست و بهتر است کاری به کارش نداشته باشید و تنهایش بگذارید وقتی می گوید خوبم یعنی می توانم خودم مشکلم را حل کنم.مردها مختصر حرف می زنند.

"مساله ای نیست"یعنی:" مشکل از جانب تو نیست عزیزم خودم حلش می کنم اجازه بده سکوت کنم."

وقتی مردی به درون لاک خویش پناه می برد چه باید کرد:


1. سرزنشش نکنید او به این رفتار نیاز دارد.

2. راه حل نشان ندهید

3. توقع بیان احساس نداشته باشید

4. منتظر تغییر حالت نباشید

5. نگران نباشید و اظهار تاسف نکنید

6. روحیه خودتان را تقویت کنید.

 


نگران دیگران بودن روش اظهار علاقه و عشق برای زن هاست برای زن مشکل است که مرد خود را ناراحت ببیند مطمئنا مرد هم انتظار ندارد وقت گرفتاریش زن اظهار شادمانی کند ضمن این که مرد به شادی زنش اهمیت می دهد.

 


روش هایی برای سرگرمی وقتی مرد در لاک خویش است:

1. مطالعه 2. موسیقی 3. باغچه و گلدان 4. ورزش 5. آشپزی 6.مشاوره 7. ملاقات دوستان 8. نامه و مقاله 9. خرید 10. مراسم مذهبی 11. قدم زدن 12. دوش گرفتن 13. تلویزیون.

 


بهترین عکس العمل زن در موقع سکوت مرد: زن به مرد بگوید: "هر وقت حوصله داشتی به من اطلاع بده کمی با تو حرف بزنم" در این صورت حمایت  وعلاقه بیشتر مرد را جلب می کند از انتقاد و توجیه حتی المقدور بپرهیزند و از مرد صریحا در خواست کمک و یاری می کند البته بهتر است اگر مردی برخلاف میل زن رفتار می کند به جای انتقاد  کردن به او بگوید این رفتار مورد پسند و رضایت من نیست.(از این جمله خوشم نمیاد)

 


برای مردان کمک نگرفتن از مردم افتخار آمیز است. مردها موقعی احساس اعتماد زن ها را در مقابل خود باور می کنند که زن به طریقی به او بگوید : به تو اطمینان دارم و حتم دارم که شخصا قادر به انجام کار هستی. من فقط موقعی که خودت بخواهی نظرم را به تو خواهم گفت، این گونه پشتیبانی از مرد در آغاز مشکل است.

 


چگونه باید مردان را راهنمایی کرد و از او انتقاد کرد: به او محبت بیشتری نموده و اعتماد او را جلب کند . وقتی مردی احساس کند که مورد پذیرش و اعتماد زن قرار دارد کم کم به او مشورت کرده و از نظرات او استفاده می نماید ولی اگر احساس کند که زنش درصدد تغییر دادن اوست هرگز از او راهنمایی نخواسته وپیشنهاد نمی خواهد خصوصا مرد در روابط  باید احساس امنیت خاطر کند تا درخواست کمک نماید.(این برام جالب بود دارم میفکرم من اینطوریم)

 


اگر زن به توانایی های  مرد اعتماد کند ولی خواسته هایش تحقق نیابد باید چه کند:

1. زن می تواند بگوید کار او مورد پسندش نیست ولی از این که چه کند یا نکند خودداری کند می تواند بگوید ممکن است کار دیگری نکنی من این را دوست ندارم

2. می توان موضوع را در آن واحد مطرح نکرد و بعدا مطرح کرد مثلا گفت آن روز را یادته از آن کار خوشم نمی اید

3. زن می تواند مستقیما سوال کند آیا موافقی مثلا با هم به خرید برویم می خواهم خودم برایت لباس بخرم اگر مرد مخالفت کند زن باید بفهمد مرد احتیاج به مراقبت های مادرانه ندارد ولی اگر موافقت کرد باید از نصیحت کردن خود داری کند

4. زن می تواند بگوید مطلبی دارم که می خواستم با تو در میان بگذارم ولی  نمی دانم چطور بگویم که ناراحت نشوی تو بگو چطور بگویم  در این موقع مرد منتظر موضوع مهمی می شود و بعد که مطرح شد خیالش راحت می شود که موضوعی نبود.

 

 

وقتی زنی می گوید در این کار به متخصص مراجعه کن مرد احساس ناخوش آیندی می کند زیرا آنها می خواهند قابل اعتماد باشند می خواهند زن باور کند که او به کسی نیاز ندارد برعکس زنان به اظهار نظر و پرسش احتیاج دارند وقتی مردی میپرسد: عزیزم جه مشکلی پیش آمده زن این پرسش را دلیل توجه و علاقه مرد می داند ولی وقتی زن همین جمله را سوال کند مرد احساس اهانت می کند و خشنود نمی شود او فکر می کند که زن  تردید دارد که او قابل و قادر به رفع مشکل است.

 


مردها باید روش اظهار علاقه کردن به زن را یاد بگیرند همچنانکه زن ها نیز باید طریقه ابراز اعتماد و اطمینان خود را به مرد فرا گیرند.

 


اگر زن تذکر داد مرد رد کرد و بعد حرف زن درست درآمد زن نگوید دیدی گفتم اشتباه کردی به جای آن خوشحال باشد که تجربه ای است برای دفعات بعد اگر موضوع را گفت بگوید وای چه اتفاقی حالا چه باید کرد و هرگز نگوید چرا بیشتر مراقبت نکردی اشتباه کردی بلکه از این که راه حل پیدا می کند برای کارش تمجید کند.

 


وقتی زن ها در مورد مشکلاتشان حرف می زنند مردها اغلب احساس می کنند که مورد حمله و سرزنش هستند زن می تواند برای اطمینان مرد به این که طرح گلایه با او به منظور شکایت از او نیست می تواند گاه گاهی وسط صحبت از این که به صحبت او گوش می کند تشکر کند یا بگوید خوشحالم که گوش می کنی بهتر است زن مطالبش را مطرح کند ولی از اقدامات و حمایت مرد تشکر کند.

 


مرد برای گوش کردن حرف های زن به تایید و تشکر او نیاز دارد.

 


وقتی زن از زندگی گله می کند مرد آن گلایه ها را به خود نسبت میدهد برای جلوگیری از این امر زن باید تشکر کند از گوش دادن او و بگوید که تقصیر او نیست و مرد هم باید بفهمد که زن فقط احتیاج به یک شنونده ی صبور دارد.

 


وقتی سو تفاهم پیش می آید به یاد داشته باشیم که ما به دو زبان متفاوت صحبت می کنیم باید کمی به خود زحمت داده و مطالب را به زبان طرف مقابل ترجمه کنیم به یاد داشته باشیم که مرد کم حرف است خلاصه می گوید.

 


مرد برای نزدیکی بیشتر با زنی که مورد علاقه اوست گاه خود را عقب کشیده و با شتاب بیشتری به طرف او باز می گردداین رفتار مطابق رفتار زنان نیست زنان با دلیل رنجش و بی اعتمادی عقب می روند مردان هم ممکن است به این دلیل عقب نشینی کنند ولی بعضی اوقات این عمل  غریزی است و باعث می شود بعد از بازگشتن با شوق بیشتری بیاید و به زن نزدیکتر شود.

 


اگر مردی هنگام عقب نشینی به نظر می رسد که به زن علاقه مند است پس از رسیدن به حد لازم ناگهان احساس می کند که زندگی بدون او برایش خیلی دشوار است احساس نیاز به عشق و محبت او را چنان بر می گرداند که به آنچه در درون داشته آگاه می شود و احساسات جدیدی را تجربه می کند به مرد مورد علاقه خود فرصت بدهید خود را عقب بکشد .وقتی مرد دوری می کند اگر زن  دنبالش کند مرد مجال این را نمی یابد که عشق و نیاز خود را حس کند.بعضی مردان از اوج عشق و از بیم رنجش زن مورد علاقه شان این غریزه را در خود سرکوب می کنند و این در آینده مشکل ساز می شود.

 


وقتی مردی باز می گردد زن برای رسیدن به تعادل نیاز به گفتگوی مجدد دارد تا به سطح صمیمیت سابق رسیده و برای صمیمیت بیشتر آماده شود زن برای این که تعادل از دست رفته را بازیابد احتیاج به زمان دارد.

 


مردها برای نیاز به احساس استقلال عقب می کشند آنها بعد از برطرف شدن نیازشان به عشق و محبت یاد استقلال سابق خود می افتند و به آن احساس احتیاج می کنند. مرد را نیاز به عشق و صمیمیت از سویی و نیازبه استقلال و خودمختاری از سوی دیگر به طرف خود می کشاند.

 


نزدیک شدن زن و مرد، مرد را راضی می کند و دلخواه اوست ولی درعین حال اضطرابی ناخودآگاه در درون خود احساس می کند انگار خود را در تله  ای می بیندکه باید از آن فرار کند نیاز به عشق و صمیمیت دیگر احساس نمی شود نیاز به استقلال درون اورا به حرکت در می آورد عشق را مخل استقلال فرض می کند فکر می کند دیگر خودش نیست و به عقب کشیده میشود.

 


بدون درک حالت و رفتار فنرگونه مرد، مشکل است کسی بداند که چرا زن و شوهر به عشق یکدیگر شک دارند مثال:( مگی شک می کند که آیا اصولا جف او را دوست داشته یا دارد یا این که به ملاحظات دیگران به او ابراز علاقه می کرده جف هم که فرصتی برای عقب کشیدن کافی و رفع نیازطبیعی خود نمی یابد اشتیاق به بازگشت از دست داده و به نظرش می رسد که هرگز به مگی علاقه نداشته است)

 

وقتی که مردی به زنی علاقه پیدا کرد و با او پیمان بست استقلال خود را از دست می دهد او با احساس مسوولیت کردن نسبت به مشکلات، نیازها و احساس زن، خویش را از یاد برده و فراموش می کند. فاصله گرفتن مرد از زن به او امکان می دهد که به حد خود بازگشته و نیازهای ذهنی خود را ارضا می نماید.

 


چرا دیگر زن پیشقدم برای صحبت نمی شود:


1. زیرا هراس دارد چون آخرین بار او خود را کنارکشیده است.

2. چون حس می کند مرد ناراحت بوده پس مرد باید پیشقدم شود.

3. برای این که بی ادب و گستاخ به نظر نیاید به جای حرف زدن درباره خودش و فراموشی قضیه از احساسات او می پرسد و می بیند که مردحرفی برای گفتن ندارد پس فکر می کند مرد اصلا مایل نیست با او حرف بزند.

 


مردها تا دلیلی برای گفتن احساس نکنندحرفی نمی زنند.

 


مرد نیاز به حرف زدن ندارد برای مرد با زور حرف زدن دشوار است و با سوال پیج کردن، کلافه میشود زن در این مواقع فکر می کند حرف نزدن مرد دلیل بی علاقگی اوست(تازگی فهمیدم) درصورتی که مرد میخواهد زن او را با وضعیت موجودش بپذیرد تا کم کم به حرف بیاید.

 


وقتی از مردی به دلیل گوش کردن به حرف های زن قدردانی شود او ارزش موضوع را درک کرده وبه آن احترام می گذارد .

 


زمانی که مردی احساس کند که او را مجبور به سخن گفتن نمی کنند به صورت طبیعی میل به حرف زدن در او به وجود می آید ولی قبل از این که به این حالت برسد باید احساس کند که مورد پذیرش واقع شده و تایید شده.

 


طریقه تنبیه زن برای مرد وقتی ازتنهایی بازگشت:


1. فیزیکی: از تماس فیزیکی دوری می کند این باعث میشود مرد از دوری مجدد بترسد و دوری نکند.

2. احساسی: زن مرد را از نظر احساسی سرزنش می کند و از این که او را رها کرده او را نمی بخشد

3. ذهنی: زن موقع بازگشت با او حرف نزده واز احساساتش نمی گوید یعنی از سکوتت عصبانی ام و مرد هم می ترسد که عشق خود را از دست بدهد.

 


مردآگاه به زن اطمینان می دهد که به زودی بازخواهد گشت تا با هم باشند.

 


مرد باید مطمئن شود که مورد پذیرش قرار گرفته و به او بی اعتنایی نشده و او را مجازات یا تعقیب  نمی کند وقتی که مرد احساس استقلال کرد در این حالت آرام آرام آن طور که زن آگاه می خواهد به حرف خواهد آمد زن آگاه همواره با صبرو شکیبیایی و محبت با مرد رفتار می کند که معمولا معدودی از انسان ها با این حالات آشناهستند

 


هنگامی که زنی فهمید مورد محبت و عشق کسی است و خود نیز عاشق است احساساتش همجون امواج دریا دائما به تلاطم می افتد گاهی به اوج می رود زمانی درحال بازگشت است و لحظه ای آرام می گیرد وقتی زنی احساساتی شده و خروشان صعود می کند و جودش لبریز از عشق ظرافت و زیبایی می شود زمانی که با تمام توان عشقش را برای اوج عرضه کرد نیرویش تحلیل رفته و میل به نزول پیدا می کند باز می گردد و از التهاب و تلاطم می افتند و آرام میگیرد تا به خود آید و موقعیت خود را شناسایی کرده و برای جهش دیگر آماده شود. زمانی که در اوج است از احساسات منفی دوری کرده و از خود گذشتگی نشان می دهد وقتی که در حال بازگشت و سقوط است احساسات منفی اش خود نمایی می کند و نیاز به صحبت و همدلی اورا آزار می دهد او در این موقعیت با احساساتی ناشناس آشنا می شود ممکن است احساس تنهایی و درماندگی یا احساس احتیاج به حمایت کند در این موقعیت آگاهی از این که کسی دوستش دارد و با او همدردی می کند اورا دگرگون کرده و با همان سرعتی که درحال سقوط بود اوج می گیرد و شورو عشق می آفریند احساسات زن شبیه امواج دریا بالا وپایین می رود وقتی پایین آمد موقع آرامش است و به خود آمده است.

 


وقتی زنی نسبت به خود احساس مطبوع و خوبی نداشته باشد نمی تواند با علاقه مرد را پذیرفته و از او قدردانی کند.  زن در حال نزول به عشق بیشتری نیازمند است و مرد باید موقعیت او را درک کرده و به نیاز های زن توجه کند وقتی مردی عاشق زنی می شود زن به هیجان آمده و شکوفا می شود لبریز از شادی و نشاط می درخشد و عشق می آفریند ولی این درخشش و نشاط ابدی و ثابت نیست همان طور که مرد در نهایت صمیمیت ناگهان خود را کنار می کشد و فاصله می گیرد زن نیز در نهایت شورو شیدایی ناگهان سرد و از اوج سقوط می کند.

 


مردان و زنان با فاصله گرفتن و بازگشت وبه فراز و نشیب رفتن به روابط خود استحکام می بخشند مرد گمان می کند که تغییر ناگهانی روحیه زن مستقیما به رفتار او مربوط بوده و خطایی از او سر زده وقتی زنی خوشحال است مرد خود را باعث آن می داند و وقتی ناراحت است احساس مسوولیت می کند و در این موقع  چون کاری از دستش بر نمی آید حیرت کرده و کلافه می شود.

 


وقتی زنی به نشیب می رود و به تاریکی های ذهن خود قدم می گذارد مرد باید بیاموزد که زن از همیشه بیشتر به او محتا ج است او نیاز به همدردی و با هم بودن دارد برخلاف عقیده مرد مساله ای ندارد که باید حل شود بلکه درحالت موجی غریزی خود است.

 


وقتی که زن از اوج به زیر می آید مرد می بیند که چگونه می رود که هر دو در هم شکسته شوند پس خود را گم کرده و به جای دلجویی و گوش کردن به حرف های او سعی می کند به او توضیح دهد که نباید ناراحت باشد و میخواهد مسیر او را عوض کرده و به بالا ببرد در این حالت آنچه لازم نیست مرد را نگران کند حرکت رو به پایین است و نباید از آن جلوگیری کرد او فقط همدردی و همراهی آگاهانه  گوش دادن صادقانه بدون توضیح و بیان عشق و حمایت از مرد را می خواهد.

 


همدردی و کمک مرد می تواند او را سریعتر به انتها برساند و آماده برگشت به اوج کند ولی نمی تواند از حرکت او جلوگیری کند مرد باید بداند وقتی که به حرفهای او گوش می دهد و از زن حمایت می کند و او را همراهی می کند ممکن است به ناراحتی او بیافزاید زیرا اورا سریعتر به قعر می راند اگر رفتار مرد درست باشد نباید از این بدتر شدن  نگران شود، قعر جایی است که حتما زن باید به آنجا برسد وقتی به آنجا رسید برای صعود و عشق ورزی و شادابی تدارک دیده  و آماده می شود مرد درا ین موقع که زن رو به بدترشدن می رود باید سخت شکیبا باشد چون ممکن است زن خیلی در قعر بماند یا خیلی کم.

 


زن بعد از قعر دوباره به اوج می رود و دوست داشتنی و با نشاط می شود ولی بعد از مدتی دوباره غریزه اورا  به پایین می کشد و مرد در این حال فکر می کند مشکل قبلی زن حل نشده و یا او دارد آن را دوباره زنده وتکرار می کند نمی داند او به این تغییر محتاج است. وقتی حالت موج گونه زنی را به انتهای سراشیب می برد در ظلمات انتهای موج مسائل ذهنی و شخصیتی او خودنمایی می کنند این مسائل مقداری مربوط به روابط زناشویی اوست و مقدار بیشتری به حوادث کودکی و مناسبات گذشته او برمیگردد. مسائلی که در کودکی او مطرح بوده و حل نشده.

 


نشانه های فرود آمدن زن از اوج:


1. احساس شکست

2.  نا امنی

3.  آزردگی

4. نگرانی

5. گیجی

6. خستگی

7.  نومیدی

8. بی ارادگی

9. توقع


10.  عدم اعتماد

11. سلطه جویی

12.سرزنش و...

 

 

دراین احوالات اگر از او پشتیبانی و حمایت شود او کم کم به روابط زناشویی خود مطمئن تر شده و اورا یاری می کند که از شر مطالب ناگوار گذشته خلاصه شود البته این حالت موج گونه حفظ خواهد شد ولی طول امواج چنان نخواهد بود که به طبیعت مهربان و دوست داشتنی او آسیب برساند.

 


مرد باید بیاموزد:

۱. ابراز عشق به زن اعتماد به نفس میدهد تا با اطمینان بیشتری دوباره به اوج بیاید

۲. تغییر این چنینی زن به خاطر کوتاهی مرد نیست ولی او می تواند با حمایت خود آن را به طرف بهبود سوق دهد

۳. زن خود می تواند به حالت قبل برگردد و نیازی نیست با او مثل شیشه ی شکسته رفتار شود او فقط به عشق و صبر و شکیبایی نیاز دارد که به او اطمینان دهد حال او قابل درک است.

 


اگر زنی در  قعر حمایت نشود و امنیت نداشته باشد تظاهر می کند که همه چیز رو به راه است واحساسات منفی خود را سرکوب می کند و باخفه شدن احساسات منفی احساسات مثبت نیز به مرور می میرند و بدین ترتیب عشق نیز می میرد یعنی زن سعی می کند که حال خود را مخفی کند تا مشاجره روی ندهد ولی این کار به سرکوب شدن احساسات او می انجامد و این زمانی است که حتی زندگی ها به جدایی می انجامد.

 


با سرکوب احساسات منفی طبیعت موج گونه زن آسیب دیده و به موجودی بی احساس بدل می شود حتی بعضی از آنها دچار بیماری زنانگی (پی . ام . اس) می شوند این حالت موج گونه در فاصله ۲۱ تا ۳۵ روز به ۲۸ روز تغییر می کند.

 


در این مواقع مرد باید از توقعاتش بکاهد و به حمایتش بیافزاید مرد باید خیلی حوصله به خرج دهد  شاید سخت باشد ولی نتیجه آن قدر ارزشمند و راضی کننده خواهد بود که این رفتار را همیشه انجام انجام می دهد. ولی اگر بی حوصلگی کند دچار مشکل خواهند شد (تمایلات عاشقانه و فیزیکی کم خواهد شد) و سردی و بی میلی پیش می آید.

 


مردها طالب حق آزادی و زن ها طالب حق ابراز ناراحتی هستند مردها فضای باز و زن ها درک صحیح می خواهند.

 


با حمایت کردن از نیاز زن به بیان احساسات خود وی نیز از نیاز مرد به استقلال و آزادی حمایت می کند.

 
در صورتی که هم مرد در حال عقب نشینی باشد و هم زن در حال سقوط چه باید کرد؟

برای مرد:


1. محدودیت خو را باور کنید یعنی مجبورید تنها باشید

2. نگرانی و درد زن را درک کنید اطمینان دهید که حال او را می فهمید

3. مجادله نکنید اطمینان دهید که این حالت موقتی است حداقل با دعوا و جدال کار را خراب نکنید.

 

 

مرد باید با آرامش دلیل رفتار خود را توضیح دهد و بگوید که وقتی بهتر شد بر میگردد. او باید برای مشکل خود وقت صرف کند و پس از رفع آن بازگشته و دررفع نیاز زن همکاری کند شاید  بهتر باشد بگوید درباره حرف هایی که زدی می خواهم فکر کنم این طور بهتر است تا بگوید می خواهم برای خودم تنها باشم.

 


زن بهتر است در مواقع نزول وقتی مرد را آماده صحبت نمی بیند، از دوست ها و فامیل کمک بگیرد، تا به حرف هایش گوش دهند و اگر زن، مرد را یگانه حامی خود می داند ،‌ با این اوصاف او نمی تواند همیشه کنار او باشد،  پس باید آسیب های ذهنی خود را تحمل کند.

 

 

 

به همان نسبت که نیازهای مادی زن برطرف می شوند،نیازهای معنوی او خود را نشان می دهند، مردها فکر می کنند که پول تمام مشکلات را حل می کند.

 


اگر بخواهیم به احساس های عشق، شادی و اطمینان زن برسیم حتما باید احساسات غم، اندوه و هراس اورا نیز تحمل کنیم. برای رسیدن به خوشحالی غم ها باید از ذهن خارج شوند،مردها هم در عمل فنرگونه همین کار را می کنند ولی به تنهایی ولی زن به مرد محتاج است.

مردها بدون توجه به حالت موج گونه ی زن نمی توانند از او حمایت کنند آنها فکر می کنند با بهبود شرایط ظاهری باید روابط برای همیشه خوب باشد.

 


دوازده نیاز عشق:

مرد: نیاز به احساس اطمینان - تایید - قدرشناسی - تحسین- تصدیق- تشویق

زن: نیاز به احساس توجه - درک - احترام- فداکاری- دلگرمی- قوت قلب

خواسته زن: 1.توجه 2.درک3.احترام4.صمیمیت5.اعتبار6.اطمینان خاطر

خواسته مرد:1.اعتماد2.پذیرش3.قدردانی4.تحسین5.تایید6.تشویق

اینهانیازهای اصلی هستند هر دوطرف به هر 12 تا احتیاج دارند ولی هر 6تای آن برای یکی مهمترین است.

 


برآورده شدن خواسته های اصلی عشق به شخص فرصت می دهد که به سایر نیازهای عشق خود بپردازد نیازها دوطرفه است یعنی وقتی زن نیازهای مرد را برآورد مرد هم نیازهای او را برمی آورد و برعکس مثلا وقتی مردعلاقه و عشق و احترام خود را نشان می دهد زن احساس های اعتماد وپذیرش مرد را ارضا می کند نیاز اولیه عشق مرد وقتی برآورده می شود که زن با مرد صادقانه و با پذیرش رفتار کند طوری که مرد احساس اطمینان و اعتماد کند یعنی نشان دهد که وی بر توانایی های مرد اطمینان دارد.

 


وقتی مرد زن رادرک کند صحبت هایش گوش کند و به آنها اعتبار دهد زن پذیرای مرد می شود و وقتی زن با مهربانی مرد را می پذیرد و سعی در تغییر حالات او را ندارد مرد احساس پذیرش و توانایی می کند احساس می کند مورد تایید است او می فهمد که بی عیب نیست ولی حس می کند که به او اطمینان شده وقتی مرد احساس پذیرش کند راحت تر به صحبت های زن گوش می دهد.

 


وقتی که رفتار مرد نشان می دهد که احساسات و افکار زن را جدی گرفته وی مطمئن می شود که مورد احترام است نشان های ظاهری وسنتی احترام مانند هدیه گل به یاد داشتن سالروزتولد و ازدواج اطمینان به احترام را افزایش می دهد آن وقت زن شایسته می تواند از مرد قدردانی و تشکر کند مرد احساس می کند مورد قدردانی قرارگرفته و انگیزه اش برای احترام بیشتر می شود . مرد زمانی احساس می کند که مورد قدردانی قرا گرفته که زن صادقانه از استعدادها خلق و خوی قدرت صداقت و رفتار عاشقانه او تعریف کند و اظهار رضایت کند در این صورت مرد هم با اطمینان بیشتر به زن صمیمیت نشان می دهد و در مقام ستایش او برمی آید.

 

 

همه مردان قلبا علاقه مند هستند که چون قهرمانی ارزشمند در نظر زن جلوه کنند تنها تایید زن است که می تواند این احساس را به وجود آورد  غالبا مرد به اشتباه فکر می کند اگر یک بار نیازهای اصلی زن را برآورده کرد وی باید بداند که او برای همیشه دوستش دارد.

 


در باطن هر مردی یک قهرمان وجود دارد مرد بیش از هر چیز می خواهد قادر باشد که به زن مورد علاقه اش خدمت کرده و از اوحمایت کند وقتی مردی احساس کند که به او اعتماد شده است به نیاز خود رسیده  و علاقه و محبت بیشتری نشان می دهد ولی وقتی احساس کند که مورد اعتماد نیست مقداری از توان واعتماد به نفس خود را از دست داده وپس از مدتی بی تفاوت می شود.

 


وقتی مردی بدون عصبانیت و خشم احساسات زن را بفهمد هدیه ای ارزشمند به او تقدیم کرده است

 


زن باید هنر قدرتمند کردن مرد را یاد بگیرد وقتی زن می خواهد که مورد حمایت مرد باشد باید او را آزاد بگذارد که همان باشد که هست کارها و حمایت را به شیوه خود انجام دهد مرد زمانی که ازاو نخواهند عوض شود و مورد اعتماد باشد احساس پذیرش قئردانی تحسین تایید و تشویق نموده توانش افزایش می یابد.

 


مرد وقتی می بیند زن از کارهایش تعریف می کند خود به خود در جهت بهبود رفتار خود و خواسته زن خود را تغییر می دهد.

 


مردها از نظر قابلیت تغییر دو گروهند گروه اول کسانی که در برابر خواسته زن به شدت مقاومت می کنند گروه دوم کسانی که برای تغییر آمادگی نشان داده  و ظاهرا آن را می پذیرند ولی کمی بعد این تغییر را فراموش کرده و به حالت اول باز می گردند لذا هرد و به ترتیبی در برابر تغییر مقاومت می کنند آگاهانه یا نا خودآگاه خود را مجبور به تکرار آن می بینند تا وقتی که احساس محبت و پذیرش نکنند ادامه می دهد.

 


بهترین روش برای پیشرفت مرد آن است که از تغییر دادن آن مطلقا خود داری کنیم.

 


چگونه از تغییر دادن مرد منصرف شویم آنچه زن می تواند انجام دهد:

1. سکوت کنید تا خودش از عیب کارش بگوید می توانید از نگرانی تان بگویید تا به حرف آید.

2. زن بگوید می داند که او به تنهایی از پس کارش برمی آید بدون انتظار تغییر احساسات خود را بگویید.

3. صبرکنید تا خودش کمک بخواهد.


4. گذشت کنید و بگویید لزومی ندارد بی عیب باشد تا شما عاشق او باشید.

5.برای شاد کردن خود وابسته به او نباشند.


6. وقتی با او احساساتتان را در میان می گذارید تذکر دهید که منظورتان این است که باید چه کند بلکه می خواهد از نظر شما را هم بداند.

7. آرام و خونسرد باشید نقص و ایرادش را بپذیرید کاری کنید که بداند احساساتش را بیشتراز کمالاتش اهمیت می دهید.

 


حسن ارتباط مناسبات ما را بهبود می بخشد در حالی که مجادله و دعوا به شدت آن را خراب می کند.

 


هرگز نگذارید کار به مشاجره و جدل بکشد به عوض آن نکات مثبت و منفی موضوع را شناسایی کرده و نتیجه بگیرید با مذاکره و صحبت آرام نه جدل و بحث کنید نه احساسات خود را سرکوب کرده و خفه کنید بلکه صادقانه احساسات خود را بگویید.

 


اگر فضای صحبت دوستانه و با احترام باشد بحث به جدل تبدیل نمی شود وقتی بحث را به جدل می کشیم که حس می کنیم به ما بی احترامی می شود برای دفاع از خود حتی در برابر نظرهایی که به آن موافقیم هم مقاومت نشان می دهیم.

 


وقتی مرد حس می کند به مبارزه طلبیده می شود شروع به انتقاد از روحیات زن می کند و رنجش را بیشتر می کند و زن هم وقتی به مبارزه طلبیده می شود با لحن و طرز بیانش بی اعتمادی و بی اعتنایی خود را به مرد نشان می دهد واگر موضوع عاطفی باشد مرد را سخت می رنجاند. زن نمی داند با نشان دادن عدم اطمینان به مرد چگونه او را می آزارد. برای جلوگیری از مشاجره باید بدانیم طرف مقابل ما با موضوع گفتار ما مخالف نیست بلکه با طرز بیانش مخالف است در هر مجادله ی دو نفره ای یک نفر باید آن را خاتمه دهد و گرنه ادامه خواهد داشت  اگر دیدید بحث به مجادله تبدیل می شود سکوت کنید به جملات و طرز بیان خود شک کنید ببینید چه طور نیاز او برآورده نشده . حالا بعد از سکوت کمی خونسرد شده اید و آرام و یادتان آمده که او را دوست دارید سعی کنید روحیه بهتری داشته باشید و حالا با ملایمت و دوستانه به باقی بحث بپردازید.

 


چهار نوع رفتار برای جلوگیری از رنجش در حین جدل:

1. مبارزه نکنید صدایتان را بلند نکنید خشمگین نشوید تهدید نکنید زیرا یک طرف عقب نشینی می کند و دیگر از ترس این مسائل ارتباط برقرار نمی شود و کم کم صمیمیت از بین می رود و بی تفاوت می شوند.

2. گریز بسیار مضر است به جای رویارویی با مساله از آن می گریزند و سکوت می کنند و بی مهری می کنند به حل اختلاف نمی پردازند آنها مستقیما طرف خود را نمی آزارند بلکه غیر مستقیم بادریغ کردن از صحبت، رنجش را فراهم می کنند و در این صورت طرف هم رنجیده و سرد می شود.

3. وانمود: این روش هم مناسب نیست یعنی لبخند زده و تظاهر کنید که هیچ مشکلی نیست  این کار به درازمدت مانع ابراز نیازهای طبیعی شده و مساله ساز می شود و قتی زنی می گوید همه چیز خوب است یعنی دارد از دعوا جلوگیری می کند ولی اگر مردی می گوید همه چیز خوب است یعنی به تنهایی قادر است مشکلات را حل کند.

4. تسلیم: برای جلوگیری از بحث و گفتگو تسلیم شده حرف های طرف را پذیرفته و تقصیرها را به گردن می گیرند. این هم در دراز مدت عواقب بدی دارد سردی و افسردگی می آورد.

 


هر کدام از این راهها مضر است بهترین روش این است که مورد اختلاف را شناسایی و بحث را به مسائل دیگر مربوط نکنیم وقتی اختلاف روی میدهد از معرکه دور شوید آرام بگیرید و بعد حتما بازگردید تا دوباره ولی به آرامی درباره اش صحبت کنید به هم احترام بگذارید و به حد دیگری تجاوز نکنید.

 


علت اغلب بحث های بین زن و مرد ظاهرا پول روابط جنسی تصمیم گیری برنامه ریزی ارزیابی ارزش ها تربیت بچه و مسوولیت های منزل است که معمولا تبدیل به مشاجرات دردناکی می شود چون ما احساس نمی کنیم که دوستمان دارند یعنی صحبت ها دوستانه نیست و صمیمی نیست وقتی مردی سر مسائل ظاهری زندگی غوغا به پا می کند یعنی احساس می کند دوستش ندارند و الا اگر احساسات جواب گفته شده باشد خیلی راحت اختلاف نظر ها را تحمل می کند او در ظاهر نشان می دهد که برای مسائل ظاهری ناراحت است.

 

 

نیازهای مرد که اگر ارضا شود دعوایی از جانب مرد شروع نمی شود:


1. همان طور که هست پذیرفته شود و سعی در اصلا ح او نشود.

2. زن او را تحسین کند تحقیر نکند و دست کم نگیرد.

3. زن او را تشویق کند انتظار نداشته باشد که تسلیم شود.

4. زن قدردانی کند سرزنش نکند تا ضعیف و ناتوان شود.


5. زن به او اطمینان کند و قدردانی کند و نگوید او مسوول نگرانی هاست.

6. او را با وضع موجود قبول کند برای حرف زدن تحت فشار نگذارد.

7. به او اطمینان کند نه بی اعتنایی.


8. زن او را تایید کند و باعث شکست او نباشد. رفع نیازهای مرد کمک می کند او با احترام و صمیمیت رفتار کند مواظب لحن خود باشد.

 


دلایل باطنی مرد برای دعوا کردن:

1. دوست ندارد به خاطر کارهای کوچک او زن ناراحت شود جون احساس می کند مورد انتقاد است و به او بی اعتنایی شد .


2. نمی خواهد زن بگوید چکار کند چون حس می کند مثل بچه ها با او رفتار می شود.

3. دوست ندارد زن ناخشنودی خود را به او نسبت دهد چون دیگر نمی تواند شوالیه قهرمان بماند.


4. دوست ندارد زن بگوید که قدرش را نمی دانند چون حس می کند قدر خودش را هم نمی دانند


5. دوست ندارد زن در مورد هرچیزی ابراز نگرانی کند چون فکر می کند مورد اعتماد نیست.

6.دوست ندارد زن بخواهد که هر وقت هرچه گفت بشود چون حس می کند مورد قبول نیست.


7. دوست ندارد زن از حرفهایش آزرده شود چون حس می کند درک نشده .


8. نمی خواهد زن انتظارداشته باشد فکر بخواند چون احساس می کند صداقت کافی ندارد .

 

 

نیازهای زن که اگر ارضا شود دعوایی از جانب زن شروع نمی شود:

1. مرد برای او ارزش بگذارد و به او دلگرمی بدهد نه این که بی اعتنایی کند و نادیده اش بگیرد.

2. می خواهد مرد به او احترام بگذارد و او را به خاطر داشته باشد.

3. مرد در ک کند که چرا او ناراحت است به او اطمینان دهد که دوستش دارد و نیازی نیست که بی عیب باشد و کاری نکند که او احساس نا امنی کند.

4. می خواهد مرد به او احترام بگذارد و او را دست کم نگیرد.

5. مرد به احساسات او گوش کند بی احترامی نکند و قدرش را بداند.


6. می خواهد مطمئن باشد که به حرف هایش با اهمیت گوش می کند و محکومش نکند.

7. می خواهد تایید شود، احساس عدم حمایت و رنجش نکند.

8. می خواهد احساس نوازش و احترام کند به خصوص وقتی که دردی دارد.

 

 

 


دلایل باطنی مشاجره زن ها:

1. اگر احساساتش کوچک شمرده شوند حس می کند او را کنار گذاشته و برایش مهم نیست.

2. نمی خواهد مرد وقتی از کاری که از او خواسته سوال می کند و او فراموشش شده او را غرغرو بداند در این صورت حس می کند باید برای همدردی و حمایت التماس می کند.

3. نمی خواهد مرد او را برای ناراحتی که دارد سرزنش کند و در این صورت حس می کند عیب دارد و او دوستش ندارد.

4. دوست ندارد وقتی صدایش را بلند کرد و از خود دفاع کرد مرد ناراحت شود در این صورت حس می کند گناهکار است.

5. نمی خواهد اگر سوالی می کند مرد جواب ندهد چون حس می کند سربار شده و یا وقت او را تلف می کند.

6.اگر موقع حرف زدن  مرد به او گوش نکند وحواسش نباشد احساس وجود نمی کند.

7. اگر مرد بگوید همه چیز رو به راه است و نباید ناراحت باشی حس می کند بی ارزش است.

8. نمی خواهد مرد توقع داشته باشد او کمتر احساساتی باشد چون حس می کند کارش غلط است وا نسان ضعیفی است.

 


مردها به ندرت می گویند متاسفم این لغت برایشان به معنی آن است که اشتباهی کرده اید و باید پوزش بخواهید زیرا یعنی اشتباه کرده  ام و این یعنی عدم قابلیت و این را مردها نمی توانند تحمل کنند ولی این لغت برای زن هایعنی به احساست اهمیت می دهم نه این که اشتباه کرده ام پس از آن ترسی ندارند.

 


اکثر مشاجره ها وقتی شروع می شود که مرد احساسات زن را بی اعتبار بشمارد و زن با مذمت و سرزنش جواب دهد.

 


اگر مرد نگرانی های زن را بی مورد دانسته و مثلا بگوید نگران نباش مساله ای نیست زن احساس بی اعتباری می کند در صورتی که مرد منتظر آرام شدن زن است اول مرد باید به زن و حرف هایش اعتبار دهد بعد راه حل ارائه دهد زن وقتی حرف های مرد و راه حل هایش را می پذیرد که حق ناراحت شدن داشته باشد واگر مرد به احساسات او اهمیت دهدو اعتبار دهد زن کاملا ناراحتی هایش را فراموش می کند.

 


وقتی زنی در بیان احساسات صراحت نداشته باشد ناخواسته مشاجره را شروع می کند.

 


هرچقدر مرد به زن بیشتر علاقمند باشد از او تایید بیشتری می خواهد مثلا وقتی مرد دیر می آید زن می تواند صریحا بگوید انتظار را دوست ندارم یا نگران شدم که اتفاقی افتاده باشد نه این که او را بی اعتبار کرده و بگوید چطور می توانی این قدر دیر کنی نمی تونستی تلفن کنی...

 


زن می تواند ضمن تایید مرد با رفتار او نیز مخالفت کند این به مرد نشان می دهد که زن او را دوست دارد ولی با مورد به خصوص رفتار او موافق نیست خیلی از مردها این نیاز خود را به تایید شدن مخفی می کنند ولی اگر تایید نشوند فورا سرد می شوند چون آن یک نیاز عمده نیست رفتار سرد زن توان مرد را برای رساندن زن به آرزو را از او می گیرد.

 


وقتی مرد اشتباهی می کند یا فراموش می کند کاری را انجام دهد زن نمی داند مرد تا جه اندازه حساس شده در این موقع مرد بیشتر از همیشه به محبت و تایید نیاز دارد و اگر آن را نیابد به روحیه اش آسیب می رسد ممکن است زن از کلمات محبت آمیز ولی با لحن و نگاه نامناسب استفاده کند در این صورت چون مرد خیلی حساس شده حالت تدافعی می گیرد.

 


بنای یک مشاجره:

1. وقتی مرد دیر به خانه برمیگردد زن بهتر است بگوید من از دیر آمدن تو ناراحتم دوست ندارم دیر کنی بهتره زنگ بزنی و مرد بگوید متاسفم که باعث ناراحتی تو شدم زن نباید او را مواخذه کند که کار بدی کرده چون مرد احساس بی لیاقتی می کندوجوابی می دهد که زن احساس می کند احساس نگرانی اش بی اعتبار است مثلا زن می گوید چطور می توانی دیر به خانه بیایی؟مرد جواب می دهد : زندگی همیشه که به میل تو نیست.

2. مرد چیزی را فراموش می کند : بهتر است زن بگوید ناراحت می شوم وقتی چیزی را فراموش می کنی البته حالا طوری نشده ولی متشکر می شوم که کمتر تکرار کنی و مرد بگوید متاسفم فراموش کردم حق داری ناراحت بشی و بگذارد زن حرف هایش را بزند نباید زن بگوید چرا فراموش می کنی چرا فراموش کردی مردفکر می کند مورد اعتماد نیست پس جوابی می دهد که یعنی حرف های تو بی مورد است  مثلا مرد می گوید خیلی هم مهم نبود کار داشتم یادم رفت و زن فکر می کند کارهایش غیرمنطفی بوده از نظر مرد و جنجال به پا می شود

3. موقعی که مرد از خلوت ذهن خود خارج می شود : بهتر است زن بگویدمی دانم که گاهی به تنهایی احتیاج داری ولی من خیلی دلم برات تنگ می شه  نمی گویم کار بدی می کنی فقط می خواهم بدونی که دلم برات تنگ می شه و مرد بهتراست بگوید می دانم ناراحت شدی حق داری خوب حالا بگو چه کارها کردی نباید زن بگوید چطور این قدر بی احساسی انتظار داری حالا چه کار کنم تو بی محبتی و من رنجیده ام تو دلیل موجه ای برای فاصله نداری و مرد می گوید لازم بود مدت طولانی نبود مگه چی شده من که با تو کاری نداشتم چراناراحت شدی تو نباید احساساتی بشی تو مستبد هستی و مرا کنترل می کنی من هر کاری بخواهم می کنم به تو مربوطی نیست

4. موقعی که مرد زن را مایوس می کند : بهتر است زن بگوید دوست  ندارم مایوسم کنی فکر کردم زنگ می زنی فقط خواستم بدانی مرد بگوید می دانم که مایوس شدی بیا با هم حرف بزنیم بگو ببینم چه احساسی داشتی نه که زن بگوید چرا این کار کردی مگه نگفتی انجام می دهی تو کی می خوای یاد بگیری مرد فکر می کند آدم بی لیاقتی است و باید تغییر کند پس می گوید مساله آن قدر ها هم اهمیت ندارد متوجه منظورت نشدم سعی می کنم که تکرار نشه زن فکر می کند مرد گفته تقصیر خودته که ناراحتی باید بیشتر انعطاف داشته باشی نباید ناراحت باشی

5. وقتی مرد به احساسات زن اهمیت نمی دهدو اورا ناراحت می کند: بهتر است زن بگوید طرز صحبتت را دوست ندارم لطفا مراعات کن دوست ندارم بدجنسی کنی یا من منظورم این نبود اگر موافقی بحث را تمام کنیم فعلا ممکن است حرف من را قطع نکنی ؟ لطفا حرف من را گوش کن مردها به جملات مستقیم و کوتاه بهتر عکس العمل دارند و مرد بگوید متاسفم کار درستی نکردم یا حق با توست بهتر است کامل گوش کنم یا راست می گویی نباید زن بگوید جطور این کار را می کنی جرا نمی توانی گوش بدهی من هم با تو این جوری رفتار می کنم  یعنی تو مرد بدی هستی من بهتر از تو هستم همه اش تقصیر توست و مرد می گوید منظورم این نبود البته که اشتباه می کنی من همیشه بی اعتنایی نمی کنم زن فکر می کند یعنی تو حق نداری ناراحت باشی کار تو اشکال داردتحمل تو امکان ندارد

6. موقعی که مرد عجله می کند و زن ناراحت می شود : بهتر است زن بگوید من از عجله خوشم نمی یاد وقتی عجله نمی کنیم بهتر است من عجله را دوست ندارم لطا دفعه بعد کمی زودتر دست به کار شو و مرد بگوید من هم دوست ندارم زن نباید بگوید چرا همیشه عجله می کنیم تو همیشه عجله داری مرد فکر می کند زن می گوید تو دلیل مشخصی نداری تو بی کفایتی کارهات من را خوشحال نمی کند و مرد می گوید همینه که هست آن قدر هم بد نیست زن فکر می کند تو نباید شکایت کنی باید ممنون باشی و همه را اذیت می کنی

7. وقتی زن در صحبتی فکر می کند مرد برایش ارزش قائل نیست: بهتر است بگوید از حرفی که زدی خوشم نیامد درباره من درست قضاوت نمی کنی تو مقصر نیستی ولی دوست دارم احساسی را درک کنی یا روحیه خوبی ندارم کمی به حرفم گوش کن مرد بگوید متاسفم که ناراحت شدی از حرف من چه برداشتی داشتی تو را در ک می کنم زن نباید بگوید چطور این کار را می کنی یا این حرف را می زنی تو قدر مرا نمی دانی مرد هم می گوید حرف تو معنی ندارد تو حق نداری ناراحت باشی خودم می دانم راه درست چیست.

 


سعی کنید جملات و مطالب مورد علاقه یا تنفر خود و طرف مقابل را کشف کنید و همین طور حالات صورت و لحن بیان.

 


در مواقع گرفتاری و حتی احساسات گذرا و ناپایدار از هم حمایت کنید تا جلوی مشاجرات سخت را بگیرید.

 


معمولا برای زن هر اظهار محبتی یک امتیاز است چه گران قیمت چه ارزان  چه سخت چه آسان.

 


زن برای این که احساس کند مرد او را دوست دارد و راضی باشد باید بارها و بارها مورد محبت  و حمایت واقع شود.

 


زن باید از کارهای انجام شده تشکر کند و قدردانی کند زن با تبسمی یا حرکتی زنانه می تواند به مرد بفهماند که امتیازی به حساب او گذاشته است مرد برای تامین بهتر زندگی و داشتن اعتماد به نفس به قدرشناسی و تشویق زن نیازمند است مرد باید احساس کند که قادر است در زن تفاوتی ایجاد کرده و در جهت خواسته های او توانمند و قابل می باشد زن باید به صراحت مرد را آگاه کند که قدر خدمات او را می داند و از او تشکر می نماید.

 


زن هم باید تمایلات غریزی و طبیعی مرد را فهمیده و درک کند و می باید بداند که وقتی طبیعتا مرد می خواهد با انجام کاری مهم زن را خوشحال و شاد بسازد از انجام کارهای کوچک غفلت می کند اگر زن این را بداند به جای رنجش و ناراحتی از او تشکر می کند و می فهمند که کارهای بزرگ هم مثل کارهای کوچک با ارزش است.

 


اغلب مردها برای کسب موفقیت زیادتر بیش از توان خود تلاش می کنند به باور آنها با موفقیت بیشتر شایستگی بهتری برای عشق و محبت خواهند داشت : اگر زن نداند قدرشناسی وی تا چه اندازه برای مرد اهمیت دارد ممکن است به آن توجه نکرده و از قدرشناسی خودداری کند.

 


وقتی مردی به کارهای کوچک مثل ابراز عشق نپردازد و کارهای بزرگ را انجام دهد زن حس می کند مرد او را دوست ندارد پس کارهای بزرگ او اصلا به چشمش نمی آید و از او تشکر نمی کند وبی اعتنایی می کند و مرد هم می رنجد و کاملا کنار می کشد.

زنی که از مرد رنجیده اجازه نمی دهد وی از او حمایت کند در صورتی که مرد شروع به اقدامی در این مورد نمود آن را نفی کرده او درها را بر روی مرد بسته و اجازه حمایت و محبت  نمی دهد زن باید از انجام این کار خودداری کرده و راه را برای مرد باز بگذارد یعنی به او فرصت دیگری بدهد و او را به کارهای مورد علاقه خود وادارد.

 


به ۵ دلیل مرد از بذل محبت به تدریج منصرف می شود:

۱. مردها و رعایت انصاف : مرد باید بداند کارهای کوچک چقدر ارزش دارد و زن باید بداند اگر مرد کارهای کوچک را انجام نمی دهد دلیل بر این نیست که او را دوست ندارد بلکه باید او را به نیازهای خود آگاه کند و او را تشویق کند.

۲. عشق بی قید و شرط زن ها : زن ها باید بدانند که به جز خدمات بی دریغ و ابراز رضایت باید مرد را هم به فعالیت بیشتر علاقه مند کتد یعنی در عین رضایت هنوز به حمایت های مرد هر چه بیشتر نیاز است اگر زن محبت نخواهد مرد  پیش قدم نمی شوند.

۳. مرد به زن  موقعی خدمت می کنند که از آنها خواسته شده باشد.مردها باید بدانند زن ها فکر می کنند کسی که به کسی علاقه مند است خودش برای کمک پیش قدم می شود زن ها باید صریحا درخواست خود را اعلام کنند تا مرد بداند چه باید بکند.

۴. زن ها حتی با امتیازهای نابرابر هم جواب مثبت می دهند حتی وقتی زمان بر وفق مراد زن نیست او باشادی وسرحالی با مرد و نظراتش موافقت می کند در صورتی که اصلا موفق  نیست زن باید بداند نباید وقتی در مقابل خدمات شما کمتر خدمت می شود از دادن پاسخ مثبت خودداری کنند یا نیاز خود را پنهان کنندبه جای آن با روی باز از مرد بخواهند که برایشان کاری انجام دهد.

۵. مردها و امتیاز منفی مردها: وقتی حس میکنند زن آنها را دوست ندارد به آنها امتیاز منفی میدهند و این کار بسیار مخرب است.

 


زن ها برای جلوگیری از امتیاز منفی می توانند:

الف)باید محترمانه احساس خود را با مرد در میان بگذارند و نیاز خود و وظایف مرد را به او گوشزد کنند.

ب) باید به او محبت کرده و مهربانی کند چون مرد وقتی کمبود محبت دارد امتیاز منفی می دهد و به این شکل زن را مجازات می کند . با محبت از شدت این عکس العمل کم می شود باید سعی شود علت ناراحتی مرد کشف شود نه  با پرسش های مکرر و بی جا بلکه با تجربه و شناخت مرد و غیرمستقیم و بعد از کشف مشکل آن را رفع کرد و این با ارتباط مستقیم و صریح ممکن می شود یعنی صمیمانه و صادقانه همه احساسات را باهم در میان گذاشتن.

 


زن ها انتظار دارند مرد در کارهای خانواده مشارکت داشته باشد ولی بدون قدردانی زن مرد به این همکاری اهمیتی نمی دهد.

 


تمایلات عاشقانه مرد موقعی ارضا می شود که زن واکنش های صمیمانه و یا محبتی در قبال رفتار وی داشته باشدا زن ها باید بیاموزند که این احساسات آنهاست که مرد را راضی و خشنود  می کند نه خدمات آنها مثلا  اگر زن غذایی برای مرد آماده کند مرد به او امتیاز می دهد ولی اگر زن به مرد رغبتی نشان ندهد غذای تهیه  شده ارزشی برای او نخوهد داشت

درضمن وقتی به احساسات عاشقانه زنی بها داده نشود وی تمام نیروی خود را صرف التیام احساسات منفی خود کرده و توان انجام کار دیگری ندارد و به این شکل به مرد رغبتی نشان نمی دهد.

 


مردی که اشتباهی می کند شرمنده و ناراحت شده و به محبت بیشتری از طرف زن  نیازمند می شود هر قدر اشتباه بزرگ باشد برای رفع نیازش امتیاز بیشتری می دهد.

 


وقتی مردی اشتباه می کند و زن ناراحت می شود حالت دفاعی می گیرد و عصبانی می شود شدت عصبانیت او با کوچکی و بزرگی اشتباهش رابطه دارد . در این مواقع یعنی وقتی مردی در شرایط روحی نامناسبی است با او چون تند بادی گذرا رفتار کنید وقتی زن در این موقعی کاری به کار او نداشته باشد مرد بعد از آرامش از این که زن او را سرزنش نکرده و او را تحمل کرده پاداش می دهد ولی اگر زن سعی کند این طوفان رامهار کند مشکلات زیادی رخ می دهد و زن متهم به دخالت بی جا در امور مرد می شود.

 


اگر مردها می دانستند که امتیاز منفی و جریمه کردن چقدر ظالمانه است هرگز چنین کاری نمیکردند ولی آنچه باعث دلخوشی زن است این است که مردها به همان سرعت که امتیاز می گیرند به همان سرعت هم امتیاز می دهند

 


**************************

در موقع مجادله زن به عوض این که فرض کند مرد تمام سعی خود را برای بهبود رابطه به کار می برد بدترین شرایط را تصور کرده و با حالت و لحن کلام انتقادی ایجاد رنجشش می کند و کاری می کند که مرد از رفتارش پشیمان شده واحساس گناه کند و مرد نیز بدون توجه به حساسیت و آسیب پذیری زن نیازهای او را نادیده گرفته و بی توجه و بی علاقه می گردد.

 


وقتی مرد نامه می نویسد حالت خشم او تغییر کرده و مهربانتر و صمیمی تر می شود وقتی زن نامه می نویسد بیشتر احساس اعتماد و پذیرش کرده و قدردان می شود(من وقتی می نویسم احساسات منفی ام به اوج می رسه و وقتی خالی شد فروکش می کنه که گاهی تو اس ام اس این اتفاق میفته) به جای مجادله نامه بهترین روش است با نوشتن احساسات منفی از رفتار غیردوستانه خودآگاه می شویم و روش خود را تغیر می دهیم بعد از نوشتن نامه ممکن است گاهی احساس نیاز به گفتگو نباشد به جای آن ممکن است تمایل به اقدامی محبت آمیز داشته باشیم  می توان همان نامه را برای طرف مقابل گفت یا می توان فقط آن را نوشته  برای تعدیل احساسات و آرامش خو.

 


مطرح کردن احساسات منفی در نامه خواه برای در میان گذاشتن باشد یافقط به خاطر تعدیل احساسات  عملی بسیار مفید و موثر است می توان به جای نامه همه احساسات منفی را در ذهن هم مرور کرد همان نتیجه را خواهد داد .می توان نامه برای همسر نوشت و تمام احساسات را گفت و بعد نامه ای در جواب نامه ی اول از زبان همسر نوشت و هر چه دلمان می خواهد بگوییم و بعد می توان هر دو را با همسر در میان گذاشت ولی بهترین کار همان نامه است

می توان چهار احساس منفی ( خشم ، اندوه ، هراس ،تاسف، مهر و محبت بنویسید از عبارات ساده استفاده کنید متوقف نشوید تا به احساس مثبت برسید و عشق و محبت در شما بروز می کند و در آخر مدتی به نیاز و خواسته های خود فکر کنید می توانید از این جملات استفاده کنید : عصبی هستم...، غصه دار هستم...، نگرانم...، متاسفم...، می خوهم...، دوست دارم...

شروع: عزیزم این نامه را برای آن می نویسم که تو را از احساسات خود آگاه کنم :

1. برای خشم بنویسید: دوست ندارم...، عصبانی هستم که... ،ناراحت هستم ...،دلم می خواهد... ،احساس بدی دارم...

2. برای غم و اندوه: نومید هستم...، اندوهگین هستم...، رنجیده ام از ...،دلم می خواست...

3. برای ترس: می ترسم...، نگرانم ...،نمی خواهم...، نیاز دارم...، می خواهم که...

4. تاسف: خجل هستم که...، شرمنده هستم... ،متاسفم...

5.برای عشق: دوست دارم که... ، میخواهم که...، می فهمم که...، می بخشم که... ،قدردانی می کنم که... ،سپاسگزارم که...

ومی توانید در آ خر نامه بنویسید : پاسخی که دوست دارم از تو دریافت کنم ....

 


پاسخ به نامه ها از طرف خود نگارنده نامه مطمئن ترین روشی است که  مردا ز نیازهای همسرش آگاه می شود.

 

 

 


نمونه و چهارچوبی از یک نامه درک احساسات:

 


اونایی که من تو این نامه خط کشیدم احساساتی نیست که الان دارم احساساتیه که قبلا پیش اومده اون زمانی که به اوج آزردگی می رسیدم و از حرف زدن خودداری می کردم که همش  الان حل شده :)

 


1. (ابراز خشم) از این که آخرین شب قبل ازمسافرت کتاب می خوانی خشمگینم از بی اعتنایی تو ناراحتم از این که نمی خواهی شب آخر را با من باشی عصبی هستم احساس می کنم همیشه کاری از من مهمتر هم هست دلم می خواهداحساس کنم تومرا دوست داری


2. (ابراز اندوه): از این که وقتت را با من صرف نمی کنی غصه دارم از این که تا این حد زحمت می کشی اندوهگین هستم به نظرم می رسد که بودن و نبودن من برای تو فرقی نمی کند از این که همیشه مشغول و گرفتار هستی دلم میگیرد از این که نمی خواهی با من حرف بزنی غمگینم از این که توجهی به من نداری آزرده و اندوهگینم.

3. (اظهار ترس): می ترسم ندانی ناراحتی من از چیست می ترسم احساساتم را با تو در میان بگذارم از این که به من توجه نداری می ترسم ترسم از این است که مرا ترک کنی یا فاصله بیشتری بین ما به وجود بیاید از این که نمی توانم مانع آن شوم وحشت دارم می ترسم در نظر تو کسل کننده باشم از این که مرا دوست نداشته باشی خیلی می ترسم

4.(اظهار تاسف ): از این که متوجه نیستی من می خواهم بیشتر با تو باشم متاسفم از ناراحتی خودم شرمنده ام متاسفم که زنی پرمدعا به نظر می رسم متاسفم که بیش از این نمی توانم به تو محبت کرده و تورا راضی کنم متاسفم وقتی نخواستی وقتت را با من صرف کنی با تو سرد برخورد کردم از این که فرصت دیگری به تو ندادم پشیمانم متاسفم که اطمینان به محبت تو را از دست داده ام


5.(ابراز عشق): تو را دوست دارم چون دوستت دارم برایت میوه آورده ام می خواستم سبب خوشحالی تو بشوم می خواستم با هم شب خوبی را بگذرانیم هنوز هم ی خواهم شب خوبی با تو داشته باشم من به بی تفاوتی تو اهمیت نمی دهم و تورا می بخشم از این که از کارم خوشت نیامد تورا می بخشم می دانم که مشغول مطالعه بودی اگر موافقی شب خوبی داشته باشیم.


دوستت دارم

 


چوابی که دوست دارم بشنوم: دوستت دارم من هم دوست دارم شب خوبی را بگذرانیم چون در طول مسافرت دلم برایت تنگ می شود.

 

 

 

زن ها باید مطمئن باشند که مرد تا به حرفی معتقد نباشد آن را نمی زند پس اگر آنها را با مرد در میان بگذارد و مرد بی حساب و برحسب تقلید آن را نمی گوید و اگر در ابتدا غیرصادقانه به نظر می رسد دلیل آن این است که او در حال تمرین است و در اول ضعف دارد و زن با تشویق خود می تواند او را تایید کند و چون مرد می ترسد که حمایت هایش صمیمانه به نظر نرسد با ضعف همراه است ولی اگر زن او را تایید و تشویق کند مرد اعتماد به نفس بیشتری می یابد و صمیمی تر می شود معمولا زن ها این احساس مرد را که دوست دارد زن به آن ها اطمینان کند را به غلبه به شکلی بدی تعبیر می کنند.

 


مطرح کردن نامه و جواب آن کمک می کند تا همسرتان بتواند از شما حمایت کند به شما کمک می کند تا از نیازتان آگاه شوید روحیه همسر را تقویت می کند روابط طرفین را بهبود می بخشد صمیمیت را افزایش می دهد  همسر از خواسه های شما آگاه شده و در جهت برآورده شدنش تلاش می کند کمک می کند تا جدال نکنید می آموزد چگونه به احساسات منفی گوش کنیم می توان نامه را با صدای بلند خواند یا طرف مقابل با صدای بلند بخواند می توان اول با جواب نامه شروع کرد و می توان نامه ها را به همسر سپرد تا خودش در خلوت بخواند.

 


زن باید بداند که مرد در مورد درک مسائل و تحلیل آن نیاز به مقداری فرصت و وقت دارد.

 


پیشنهاد می کنم نامه  خود را با صدای بلند بخوانید این روش بهتر است.(من دوست ندارم)

 


باید دلیل نامه را بگویید چون ممکن است خطرناک شود چون خواننده نامه باید حسن نیست داشته باشد پس باید بگویید من احتیاج به درد ودل داشتم ترسیدم در صحبت متقابل احساسات منفی ام نگذارد احساسات مثبتم نمایان شود پس آنها را نوشتم هم مثبت  هم منفی امیدوارم درکم کنی و از این که آن را می خوانی و حمایتم می کنی متشکرم.

 


رابطه سالم و صمیمی به دو شرط امکان پذیر است:

1. مرد بتواند با علاقه و شکیبایی به سخنان زنش گوش دهد

2. زن بتواند احساسات خود را صمیمانه و با صداقت بیان کند

 


تعجب آور است که اگر بگوییم اجتناب از عواطف منفی نیرویی ایجاد می کند که رفتار ما را مهار نماید.

 


احساسات منفی ما که در شرایط ناراحتی تشدید می شود به سراغ ما می آید و نمی گذارند  ما به راحتی ارتباط دوستانه را دوباره برقرار کنیم  سرمنشا در کودکی دارند اگر خوب دقت کنیم  می فهمیم همه ی آن احساسات منفی به خاطر یک  سری کمبود  حاد در کودکی است و با اشاره ای به آن ها عقده ها سر می گشایند مثلا اگر حس کنیم بی قید و شرط دوستمان دارند به کودکی باز گشته  وبه یاد می آوریم که اگر کاملا خوب و مورد رضایت پدر و مادر نبودیم دوستمان نداشتند و همیشه از یک محبت  خالص بی نصیب بودیم و حالا  این موضوع تداعی شده و یادآوری می شود.

 


هر کاری که به افراط انجام شود ممکن است سرنوشتی باشد برای بی حس کردن احساس دردناک گذشته مثل وسواس مرد ها برای موفقیت  در کار یا تلاش برای جلب محبت زن  به خاطر درد درون و اضطراب است و یا زن  وسواسی که برای بی عیب و نقص بودن انجام می دهند یا تلاشی که برای مورد علاقه مرد بودن انجام می دهند به خاطر نگرانی است

 


برای احساسات خود نامه بنویسید و تمام آنها را در پرونده ای نگهداری کنید بهتر است آنها را اویی که درباره اش می نویسد هم بخواند چون در نامه به دوست داشتن خود اشاره کرده اید وبرای دوست داشتن خود باید مورد مهر و محبت دیگران قرار گیریم وبهتر است بعد از پایان نامه خود نگارنده ابتدا آن را بخواند چون معمولا در بار اول احساسات شدید غالب است و بعد از نوشتن این احساس تعدیل شده و منطق حکم  فرما می شود.

 

 

وقتی به حرف های شخصیت درون خود گوش می کنید او را مطمئن می کنید که شنونده ای به او توجه دارد.

 

 

 

در هر رابطه برای حمایت شدن باید آن را درخواست کرده و بدست آورد.

 


زن ها عقیده دارند عشق تمنا کردنی نیست باور زن بر این است که اگر مردی زنی را دوست دارد نیازی به درخواست نیست حتی اغلب زن ها عمدا تظاهر به بی نیازی به عشق مرد می کنند و متاسفانه چنین انتظاری از مرد تصوری باطل است انگیزه حمایت مرد با درخواست آن فعال می شود و این مطلبی بسیار ظریف و گیج کننده است. اگر نحوه ی درخواست مناسب و مطلوب نباشد مرد ناراحت شده و اجرا نمی کند واگر تقاضایی هم نشود مرد اقدامی نمی کند.

 


اگر مرد حمایت نکند و زن هم نخواهد او به خدماتش ادامه دهد مرد فکر می کند خدماتش کافی است که زن این چنین خدمت می کند.

اگر تقاضای زن با خشم یا طلبکاری باشد و یا به نظر مرد توقعش بیجا باشد کوتاهی خواهد کرد.

 


شیوه صحیح تقاضای زن:


1. آنچه مرد بدون تقاضای شما انجام می داده را در نظر بگیرید و او را عادت دهید که حالا با درخواست شما آنها را انجام دهد ولی سعی کنید لحن آمرانه نباشد وقتی مردی لحن آمرانه زن را می شنود دیگر زیبایی کلمات وعبارات برایش اهمیتی ندارد برداشت او این است که زن تصور می کند که وی به اندازه کافی علاقه و محبت به خرج نداده است، اگر مرد به خاطر تربیت خانوادگی عادت به نه گفتن دارد باید با او طوری رفتار شود که پاسخ مثبت دهد با قدرشناسی او تغییر خواهد کرد.

 


انگیزه دادن به مرد: برای تقاضای صحیح 5 نکته را در نظر بگیرید :


1.وقت مناسب

2. رفتار بدون تحکم

3. بیان خلاصه

4. صراحت کلام

5. استفاده از کلمات مناسب

 


توضیح:

1. وقتی مرد دارد کار انجام می دهد به او نگویید چه کند او فکر می کند به او امر ونهی می کنید(آره؟) اگر تمرکز درونی بر موضوعی دارد، انتظار اجرای فوری کار را نداشته باشید.

2. لحن کلام آمرانه و با تحکم نباشد طوری باشد که احساس قدرشناسی و سپاس کند.


3. هر قدر بیشتر توضیح دهید او بیشتر مقاومت می کند توضیح زیاد به او این حس را می دهد که انگار اطمینانی به او ندارید (( وقتی از مرد حمایت می طلبید فرض کنید نیازی به متقاعد کردن او نیست باید قبول کنید که اگر مقدور باشد او خواسته تان را اجرا می کند و اگر توضیح خواست فشرده توضیح دهید.))


4. وقتی نیاز را مطرح می کنید، باید طلب حمایت هم بکنید، درخواست غیر مستقیم اگر تکرار شود باعث مقاومت مرد می شود : مانند: ممکن است بچه را از مدرسه بیاوری ؟که به جایش به اشتباه بگوییم بچه را باید کسی بیاورد من که وقت ندارم! این درخواست غیرمستقیم است که در باره ی مردان کاربردی ندارد مردها این صحبت را تا درخواست مستقیم نشود نادیده می گیرند.


5. در انتخاب کلمات باید دقت کرد مرد متنفر است که بگوید "آیا می توانی ؟"بهتر است مستقیما بگویید:" لطفا این کار را بکن یا ممکن است ... "نباید از درخواست کردن ترس داشت اگر غیر مستقیم تقاضا کنید مردها معمولا می گویند چقدر غر می زنی نمی خواد بگی چه کنم خودم می دانم چه کنم!

 


فرق بین"آیا می توانی انجام دهی ؟" و " لطفا این کار را انجام بده" برای مرد خیلی عمیق است اصلا نباید از این کلمه استفاده کرد فقط صریحا ابراز کرد. ممکن است زن با خود بگوید اگر از او تقاضای کمک کنم او تصور خواهد کرد  که به من ترحم و لطف میکند آری باید در او چنین احساسی ایجاد شود محبت و لطف کردن دلیل دوست داشتن است مرد ها اگر احساس کنند که شما اورا موظف به محبت می دانید مقاومت کرده و از خدماتش کم می شود وقتی مرد احساس اجبار نکند سخاوتمند خوهد شد ضضمنا وقتی مردی درخواست حمایت از زن می شنود به او حق می دهد که او چنین انتظاری داشته باشد دیگر احساس محبت کمتر از طرف زن می کند برعکس او فکر می کند به دلیل صمیمیت بیشتر است که زن از او تقاضای کمک کرده است

 


زن باید بداند وقتی مردی تقاضای زنش را می شنود معمولا اطمینان دارد که درخواست مزبور دلایل منطقی دارد واحتیاج به توضیحی نیست و اگر دلیل زیاد بیاورید حس می کند مجبور به اجراست.

بعدازاین مرحله وقتی مطمئن شدید برای خدماتش به اندازه ی کافی قدرشناسی کرده اید و حالا او آماده خدمات بیشتر است اقدام به درخواست بیشتر کنید حتی اگر جوابش منفی باشد به او بفهمانید که می تواند نه بگوید و آزاد است و اگر نه گفت هنوز هم مورد محبت شماست اگر مرد این چنین حسی را بکند اغلب سعی می کند پاسخ مثبت بدهد ((اگر مرد بین پاسخ های آری و نه کاملا آزاد باشد ترجیح می دهد پاسخ او همواره آری باشد))

 


معمولا زن ها به طور غریزی جواب مرد را در مقابل خواسته شان می دانند و وقتی حدس بزنند که جواب منفی است معمولا آن را مطرح نمی کنند و بدون جواب نه شنیدن بی اعتنایی می کنند و ناراحت می شوند در صورتی که مرد کاملا بی اطلاع است پس سعی کنید تمرین کنید با خواسته هایی که جواب منفی دارند با شجاعت برخورد کنید کاری کنید که مرد مطمئن شود که با رد تقاضای شما مورد بی مهری نیست پس از خواسته های کم اهمیت استفاده کنید که ناخواسته به او بی مهری نکنید. یادمان باشد برای مرد خیلی مهم است که تقاضایی را از زن بشنود که در رد کردنش آزاد باشد.

 

 

وقتی از مردی تقاضای کمک می کنید و او را آزاد می گذارید که بدون هراس از سرزنش و بی مهری شما ((نه)) بگوید او را آماده کرده اید که در موارد مشابه سعی کند جوابش آری باشد.

 


حالا مرحله بعدی را وقتی شروع کنید که یادگرفته باشید "نه" را به راحتی بشنوید حالا باید کاری کنید که جواب درخواست شما بدون ایجاد ناراحتی "مثبت" باشد، یعنی اگر پاسخ منفی دارد ،شما کاری می کنید که هم مقاومت را پذیرفته اید هم او پاسخ مثبت بدهد. در مرحله قبل بعد از شنیدن جواب"منفی" و گفتن "باشه، اشکالی نداره" لبخند زده و قضیه تمام می شود ولی حالا بعد از جواب "منفی" و گفتن "باشه اشکالی ندارد" سکوت کنید در این حال او به احتمال زیاد پاسخ را "مثبت" می کند و احتمالا غرغر هم می کند ولی معنی غرغر او بد نیست بلکه یعنی او در حال مشغله بوده و شما کار دیگری به او پیشنهاد کرده اید. وقتی مردی غر می زند می خواهد اهمیت کار شما را با کار خودش مقایسه کند. پس اهمیتی به غرغر او ندهید تا کار انجام شود و آن را بد قلقی حساب نکرده و او را سرزنش نکنید سکوت شما بدان معنی است که به مرد اعتماد داشته و می دانید که وی در ذهن خود مشغول بررسی نحوه انجام کار شماست وقتی سکوت می کنید کار انجام می شود و موضوع خاتمه می یابد ولی اگر جواب دهید آن تبدیل به مشاجره می شود.

 


اگر در مقابل غرهای مرد سکوت کنید غرغرها کم کم کاهش یافته و مرد احساس شادمانی می کند که  درحالی که خسته است برای زن صبور و مهربان خود کاری انجام می دهد و بعد که کار را انجام داد باید مورد تشویق و قدردانی قرار گیرد تا دفعه بعد کمتر غربزند و بهتر انجام دهد اگر به او بی اعتنایی شود او دیگر این کار را انجام نمی دهد

 


یادتان باشد تا وقتی سکوت کرده اید (بعد از تقاضا) قدرت باشماست ولی همین که سکوت را شکستید قدرتتان را در دستیابی به خواسته تان از دست داده اید . اصلا نگویید: "اصلا نخواستم" یا" فراموش کن"یا  "یعنی این کار را نمی کنی" یا "چرا نمی کنی..." در این صورت مرد چه آن کار را انجام دهد چه ندهد دفعه ی بعد مقاومت بیشتری نشان خواهد داد. ((رمز اصلی روش در خواست موثر و رسیدن به مقصود آن است که زن پس از بیان آن سکوت کرده و توضیحی ندهد یا نخواهد.)) این سکوت به مرد فرصت می دهد تا با حس مقاومت خود مبارزه کند و خود رابرای پاسخ مثبت آماده کند او کمی هم غر می زند ولی یادتان نرود که او باید حق انتخاب داشته باشد و بتواند آره یا نه  بگوید: ممکن است مرد در غرغر کردن هایش شروع مجادله را پایه ریزی کند مثلا سوال مطرح کند مثل این که "چرا خودت انجام نمی دهی" یا "دوست ندارم " یا "وقت ندارم " یا "نمی توانم "شما خیلی مختصر فقط بگویید "من کار دارم میشه تو انجام بدی؟ "یا "من هم دوست ندارم خوهش می کنم کمکم کن" یا " من هم کار دارم لطفا آن را انجام بده"یا " اگر انجام بدی متشکر خواهم شد" و بعد از گفتن اینها دوباره سکوت کند .این یعنی این که او سعی ندارد مرد را قانع کند فقط در مقابل مقاومت او ایستاده است هرچه گفت نگویید شما از او بیشتر این حال را دارید مثلا اگر گفت خسته ام نگویید من از تو خسته ترم یا گرفتارترم برای درخواست باید حالت تقاضا داشته باشید نه مطالبه حالا اگر باز هم مقاومت کرد و نخواست انجام دهد باز با خوشرویی بپذیرید و مطمئن باشید او گذشت و مهربانی شما را در یاد خواهد داشت و دفعه بعد آن کار را انجام خواهد داد.

 


شاید شده باشد که احساس تمایل می کنید تا با عشق تان نزدیک تر باشید ولی وقتی او هم اظهار تمایل می کند رغبتی نشان نمی دهند بسیار دیده شده است که دو نفر عاشقانه و با کمال علاقه به یکدیگر عشق می ورزند روز بعد با حالت تنفر به مجادله و مشاجره می پردازند گاهی وقتی این حالت ها پیش می آید و پشت احساسات عاشقانه احساسات منفی سر برمی آورد به سلامت ذهن خود شک می کنیم (اغلب)  ولی این طور نیست در حقیقت عشق احساسات نفی شده گذشته  می باشد گاه آن را اجساس می کنیم  وگاه از اطمینان به آن می ترسیم وقتی در اوج عشق آرامش یافته ایم زخم های دردناک تمایلات نفی شده گذشته در ذهنمان خودنمایی می کند شاید ذهن می خواهد کاری کند که آن احساسات را بیرون بریزد و از فشارآن ها راحت شود و به اوحالت های تدافعی عیب جویانه زودرنجی انتقادی کسالت آور یا خشمگینانه دست می دهد. اگر در این حال مشاجره کنیم احساسات منفی بیشتری را در ذهن خود جای می دهیم و وضعیت ذهنی را خرابتر می کنیم

 


ما که سال ها از احساسات جریحه دار شده خود بی خبر بودیم و چیزی به یاد نداشتیم درست موقعی که به برکت عشق احساس امنیت می کنیم و آسوده هستیم ناگهان آن احساسات بروز می کنند نیروی عشق باعث می شود ما احساسات فراموش شده ی خود را لمس کنیم اغلب این احساسات در اوج خوشبختی و خوشی مثل رفتن به خانه ی جدید یا مهمانی یا هدیه گرفتن یا سفر و... رخ می دهند. مثلا وقتی زن و مردی از هم انتقاد می کنند می توان بادرک صحیح که او قصد عیب جویی ندارد بلکه علتش مربوط به کارنادرست ما وکمی از آن هم مربوط به مشغله کاری است قضیه راحل کنیم ولی معمولا اگر در کودکی زیاد انتقاد از ما کرده باشند ما حساس شده و مجادله می کنیم معمولا مرد که این حس به او دست می دهد به خلوت خود پناه می برد و احتیاج به قبول و پذیرش دارد و زن به قعر تاریکی های ذهن سقوط کرده و احتیاج به مراقبت و دلگرمی دارد در این موقع بهتر است از مشاجره دوری کرده واز طرف به خاطر کارها ورفتار تندش انتقاد نکنید و او را سرزنش نکنید و به او پیشنهاد نامه نوشتن بدهید سعی کنید در این موقع نامه بنویسید چون نامه احساسات منفی را تعدیل می کند.

اگر از دست همدیگر ناراحتید نامه ای به او بنویسید و در این نامه به ذهن خود مراجعه کنید و از خود بپرسید این موضوع چگونه ممکن است با گذشته شما ارتباط داشته باشد و شاید وسط ها متوجه شوید از دست والدین ناراحتید پس نامه را خطاب به آنها ادامه دهید و بعد جوابیه رابنویسید و آن را با هم میان بگذارید اگر همسرتان از احساس های سرکوب شده گذشته شما اطلاع بیابید بهتر ملاحظه ی شما را می کند و رفتار شما را بهتر تحمل می کند بعداز نوشتن نامه وقتی متوجه  می شویم نگرانیمان متاثر از گذشته است و آن دیگر تمام شده آرام می شویم و به زندگی عادی برمی گردیم گاهی نمی توانستیم علت بعضی رنجش ها را در گذشته بیابیم چون ریشه در حال دارد مثلا ممکن است دو هفته ای از دست بی تفاوتی همسرمان رنج کشید  و آن را پنهان کرده باشیم و بعد از دو هفته که او به سمت ما تمایل پیدا می کند ما رنجیده خاطر وعصبانی روی خوش نشان نداده و میخواهیم انگار او هم دو هفته زجر بکشد در کل باید بدانیم که احساسات مجروح به ترتیبی باید درمان شوند. اگر در گذشته با والدین خود احساس امنیت ذهنی نمی کردیم و مسائل خو د را  ابراز نمی داشتیم  اکنون نیز برایمان دشوار است که این مسائل را با همسرمان در میان بگذاریم هر قدر هم او صمیمی و حامی ما باشد باز در حضور او احساس امنیت نمی کنیم.

 


احساس عشق و امنیت خاطر موجب بروز احساسات منفی و هراس های نهفته در وجود ما می شوند.

 


بهار عشق: عاشق شدن چون فصل بهار است همه چیز شاداب و همه جا پرگل و پر رونق است احساس می کنیم این حالت تا ابد ماندنی است فکر می کنیم تا ابد شاداب خواهیم بود تصور هم نمی توانیم بکنیم که روزی از حرارت عشقمان کاسته شود این دوران از عشق دوران عشق پاک و بی آلایش است عشقی که به نظرمان ابدی است و جاوید می ماند روزگاری سحرآمیز و جادویی است همه چیز خوب و لذت بخش است انگار ما دونفر برای هم ساخته شده ایم با هماهنگی می رقصیم و همه چیز موافق است از خوش اقبالی خود شاد و سرمست هستیم. (الان ما اینجاییم)


تابستان عشق: در فصل تابستان عشق عیب و نقص ها و یاس ها و علف های هرز خودنمایی می کنند باید حالا روی رفتار کار کرد زیر آفتاب زحمت کشید عشقی را که می خواهیم باید طلب کنیم این امر خود به خود به وجود نمی آید و محتاج فعالیت است.

پاییز عشق اگر در تابستان خوب تلاش کرده باشیم در پاییز محصول بر می داریم کمبودهاوعیوب هم را پذیرفته ایم و نیازها را مراعات کرده ایم و حالا می توانیم نتیجه گرفته و لذت ببریم .


زمستان عشق : در این قصل مشکلات و دردهای درونی سر بر می آورند بغض احساسات گلویمان را می فشارد و به تنهایی و قعر افکار خود فرو می رویم در این مدت باید محبت دید و تایید شدتا بتوانیم باردیگر در بهار سرمست باشیم.

 


نباید توقع کنید هرچه آموخته اید از این کتاب در ذهنتان بماند ولی دیگر آگاه شده اید و می دانید که نباید انتظار داشت همیشه همسرمان سرشار از عشق و محبت بوده و به ما مهربانی کند باید درک و فهم عشق را بیاموزیم  دراین کتاب چیزهایی آموختید که پدر و مادرتان توانایی آموختنش را به شما نداشتند قبول کنید که گاهی ممکن است اشتباه کنید بعضی مطالب آموخته  گاه از خاطر می روند وقتی از همسرتان ناراحت می شوید به یاد بیاورید که او از سرزمینی دیگر است حتی اگر مطالب کتاب را فراموش کنید باور این امطلب که شما با هم متفاوتید کمک می کند که در رفتار خود احتیاط کرده و ملاحظه ی تفاوت ها را بکنید وقتی به تدریج از سرزنش دیگران صرف نظر می کنید وقتی نحوه ی درخواست صحیح را می آموزید بهتر می توانید به رابطه ای صمیمانه که به آن محتاجید برسید.

((پایان))

منبع: http://nekah.blogfa.com/post-37.aspx

نویسنده : علی والاسرشت - هادی ; ساعت ٦:۱٠ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۳٩٠/۱٠/٢۳


Subscribe to AsreNo2010

Powered by us.groups.yahoo.com

حدیث روز